خرید بک لینک

درباره سایت

نقنه در گذرگاه تاریخ

سلام خدمت همه خوانندگان گرامی و همشهریان عزیز : بدون شک همه افراد بشر در هرکجای این کره خاکی نسبت به گذشته و زادگاه و وطن خود حساسیت نشان می دهند و دوست دارند از نیاکان و پدران خود چیزهای نگفته و زیادی بدانند. هدف بنده هم از ایجاد این وبلاگ این است که ضمن به وجود آوردن یک پایگاه منسجم و علمی و دقیق از تاریخ و گذشته شهر نقنه و همچنین شهرهایی مثل بروجن و .... به تدریج با جمع آوری و ارائه اسناد و مدارک تاریخی ، تصویری حقیقی و واقع بینانه از گذشته خود بدست آوریم و از پراکنده گویی و مطالب غیر واقعی و از روی احساساسات و متعصبانه پرهیز کنیم . دلیل دیگر اینکه با جمع آوری اسناد از نابودی و فراموشی اسناد مکتوب و مصور و شفاهی جلوگیری نماییم . هدف دیگر از این وبلاگ، ارائه مطالب خواندنی ، آموزنده و جالب است و در کنار آن بتوانیم از افکار و اندیشه و مطالب مفید سایر دوستان استفاده نماییم . اینجانب از نظرات پیشنهادات و انتقادات و راهکارهای همه شما عزیزان استفاده خواهم کرد و به دیده منت پذیرا خواهم بود. انشاء الله بزودی نسبت به درج مطالب تاریخی اقدام خواهم نمود و در کنار آن مطالب خواندنی و آموزنده هم درج می گردد

امکانات وب

در مورد قدمت و تاریخ نقنه و یا هر نقطه دیگری نمی توان بر اساس حدس و گمان و سخنان بی پایه صحبت کرد . چونکه هیچ ارزش علمی و تاریخی نخواهد داشت پس باید کوشش کنیم گفته های ما بر مبنای مدارک و مستندات موجود و درست باشد.

اولین مدرکی که در مورد نقنه به دست آورده ام و هنوز باید در مورد آن تحقیق و بررسی بیشتری به عمل آید مدرکی است که در صورت اثبات. قدمت نقنه را حداقل تا بیش از ۱۵۰۰ سال قبل یعنی تا قبل از اسلام به پیش خواهد برد.

در سندی مربوط به سال ۱۳۵۴ این جمله آمده است:

 "گزارش فرمانداری شهرضا به ادارهکل فرهنگوهنر استان اصفهان در مورد سکههای مکشوفه مربوط به زمان ساسانیان در روستای نقنه."

در مورد این سند باید تحقیقات بیشتری صورت گیرد.

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1392 ساعت: 16:14

عالم فاضل ملا اسماعیل نقنه ای

عالم فاضل ملا اسماعيل نقنهاي از جمله علمايي است که يار و همراه شيخ محمدتقي نجفي و برادرش حاج آقا نورالله نجفي بود و در جريان حمايت از مجلس شوراي ملي و انجمن اصفهان از علماي مدافع مشروطه به شمار ميآمد. در اولين دروه مجلس شوراي ملي نيز از سوي علماي اصفهان به عنوان نماينده آنان انتخاب گرديد. اين عالم بزرگوار در سال 1350 قمري مطابق 1310 شمسي درگذشت و در تکيه آبادهاي تختفولاد به خاک سپرده شد.

ملا اسماعیل نقنه فرزند ملا محمد نقنه ای می باشد که وی نیز جزو علمای معروف اصفهان بوده و حاج نورالله اصفهانی روحانی برجسته و پرچمدار نهضت مشروطیت اصفهان ، در دوران کودکی، دروس مقدماتی را نزد ایشان آموخته است.

ملا اسماعیل چند موقوفه نیز در اصفهان در جهت استفاده های عمومی و کارهای خیرخواهانه به یادگار گذاشت.

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: چهارشنبه 6 شهريور 1392 ساعت: 15:23

برای مشاهده عکس ها به ادامه مطلب بروید................................... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: سه شنبه 22 مرداد 1392 ساعت: 17:40

برای تعیین قدمت یک محل(شهر یا روستا ) باید به یکتعداد عواملی که مهمترین نقش در تشکیل یک سکونتگاه داشته اند توجه کرد که مهمترین عامل دسترسی آسان و مطمئن به آب  آشامیدنی و منابع آبی بیشتر برای کشاورزی و مهمتر از آن داشتن زمینهای هموار و حاصلخیز برای کشاورزی است. در مورد نقنه ، همه شرایط مذکور به خوبی فراهم بوده است . و این موضوع زمینه را فراهم کرده است که از صدها سال پیش نقنه سکونت گاه خوبی را ایجاد نماید .  داشتن چشمه های پر آبی مثل اردوبار چشمه سفید هفت چشمه و قنات ( که اکنون در وسط شهر قرار دارند ) قنات چهار چوبی (در اصل چهار جوبی) و سایر چشمه ها و قنات ها و زمین های زیر کشت آنها ، همه گواه خوبی است برای اثبات وجود شرایط لازم و مناسب یک سکونتگاه انسانی.

اما نکته مهمتر  ، وجود دلایل و مستنداتی است تا بتوان قدمت تاریخی یک محل را اثبات کرد . ولی با وجود مستندات موجود ، بسیاری از مدارک و اسناد که سابقه تاریخی نقنه را نشان می داده ، در طول زمانها از بین رفته است ، گرچه کوتاهی در ثبت و ضبط مدارک موجود افسوس و پشیمانی های آینده را در پی خواهد داشت.

با این حال اینجانب تلاش خواهم کرد با کمک سایر دوستان ، همشهریان و علاقمندان به تاریخ و گذشته زادگاه خود و نیاکانمان نسبت به تحقیق و گردآوری و ثبت و ضبط مدارک موجود اقدام نمایم تا از نابودی آثار برجا مانده جلوگیری شود.

 بنده از این تاریخ به تدریج نسبت به درج سوابق تاریخی  نقنه در این وبلاگ اقدام خواهم کرد . و در اینجا از سایر عزیزانی که قصد همکاری دارند تقاضا دارم با ارائه اسناد ، پیشنهادات و انتقادات خود زمینه گردآوری یک مجموعه مستند و علمی را  فراهم نمایند.

 

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: چهارشنبه 16 مرداد 1392 ساعت: 15:12

روزی روبرت دوونسنزو Robert De Vincenzo گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن می شود تا آماده رفتن شود.

 پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت در شرف مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.

دو ونسنزو تحت تاثیر حرفهای زن قرار گرفت و چک مسابقه را امضا نمود و در حالی که آن را در دست زن می فشرد گفت: برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو می کنم.

یک هفته پس از این واقعه دوونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالی رتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیک می شود و می گوید: هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید. می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و در شرف مرگی ندارد، بلکه ازدواج هم نکرده. او شما را فریب داده، دوست عزیر!

دو ونسزو می پرسد: منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟
مرد جواب می دهد: بله کاملا همینطور است.

دو ونسزو می گوید: در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم.

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: چهارشنبه 16 مرداد 1392 ساعت: 13:38

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. جزیره ای بسیار دور در وسط اقیانوس. روزهای زیادی دستش به آسمان  بلند بود و با دلی لرزان دعا می کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها چشمش به پهنه بی کران دریا بود و افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد...


سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره های باقیمانده کنار ساحل کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و وسایل اندک و مقدار کمی آذوقه و خوراکی های باقیمانده اش  را در آن نگه دارد.

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن متوجه شد  که دودی به آسمان بلند است و کلبه اش در حال سوختن است. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. همه وسایل و آذوقه ناچیزش.

از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟" این همه مصیبت و گرفتاری کم بود . صدای گریه اش بلند شد .

از روی ناراحتی و خشم ناله می کرد و آخرین روزهای زنگی خود را در برابر دیدگانش مرور می کرد . خسته و نا امید به خواب فرو رفت.

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، با حالتی حیرت زده  و آمیخته با هیجان و خوشحالی از  روی ناباوری  از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید خودمان  را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: سه شنبه 15 مرداد 1392 ساعت: 14:39

 آرتور اش، قهرمان افسانه ای تنیس، هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.
طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند.

 یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود:

"چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟"

آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت:
"در سر تا سر دنیا
بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند.
حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند.

از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند

و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند

پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند.

پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند.

چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند.

و دو نفر به مسابقات نهایی.

وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟"
و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم : چرا من؟"

 

 ــ  آرتور اَش (Arthur Robert Ashe, Jr) متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۳ درگذشته در ۶ فوریه ۱۹۹۳، تنیسباز برجسته سیاهپوست آمریکایی بود. او در ریچموند ایالت ویرجینیا بدنیا آمد و رشد کرد. او در دوران بازی خود سه بار عنوان مسابقات بزرگ جهانی تنیس، مشهور به گرند اسلم، را برد.

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: سه شنبه 15 مرداد 1392 ساعت: 13:51

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: پنجشنبه 19 دی 1392 ساعت: 15:11

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.


بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش میدی، میتونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.


ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلاتها خجالت میکشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"

دخترک پاسخ داد: "عمو! نمیخوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمیشه شما بهم بدین؟ "

بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی میکنه؟

و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت: 14:03

مرد جواني مسيحي كه مربي شنا و دارنده چندين مدال المپيك بود ، به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را كه درباره خدا و مذهب مي شنيد مسخره ميكرد. شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا كافي بود. مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز كرد تا درون استخر شيرجه برود. ناگهان، سايه بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده كرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پايين آمد و به سمت كليد برق رفت و چراغ را روشن كرد. آب استخر براي تعمير خالي شده بود!

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت: 13:53

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: چهارشنبه 9 مرداد 1392 ساعت: 14:57

 

 

 

 

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: چهارشنبه 9 مرداد 1392 ساعت: 14:56

 چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هيچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند.

روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به اين صورت که سر و رو شون رو کثيف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغييراتی بوجود آوردند.

سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودندويک راست به پيش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اينطور مطرح کردند:

که ديشب به يک مراسم عروسی خارج ازشهر رفته بودندو در راه برگشت از شانس بد يکی از لاستيک های ماشين پنچرميشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشين به يه جايی رسوندنش واين بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسيدند کلی از اينها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار ميشه سه روز ديگه يک امتحان اختصاصی برای اين 4 نفرازطرف استاد برگزار بشه،

آنها هم بشکن زنان از اين موفقيت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول ميشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد ميرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند

استاد عنوان مي کنه بدليل خاص بودن و خارج از نوبت بودن اين امتحان بايد هر کدوم از دانشجوها توی يک کلاس بنشينند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی وآمادگی لازم باکمال ميل قبول مي کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بيست بود:

1 ) نام و نام خانوادگی؟ 2 نمره

2 ) کدام لاستيک پنچر شده بود؟ 18 نمره

الف) لاستيک سمت راست جلو
ب) لاستيک سمت چپ جلو
ج) لاستيک سمت راست عقب
د) لاستيك سمت چپ عقب

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: دوشنبه 7 مرداد 1392 ساعت: 14:24

با سلام خدمت همه خوانندگان گرامی و همشهریان عزیز :

بدون شک همه افراد بشر در هرکجای این کره خاکی نسبت به گذشته و  زادگاه و وطن خود حساسیت نشان می دهند و دوست دارند از نیاکان و پدران خود چیزهای نگفته و زیادی بدانند.

هدف بنده هم از ایجاد این وبلاگ این است که ضمن به وجود آوردن یک پایگاه منسجم و علمی و دقیق از تاریخ و گذشته شهر نقنه و همچنین شهرهایی مثل بروجن و .... به تدریج با جمع آوری و ارائه اسناد و مدارک تاریخی ، تصویری حقیقی و واقع بینانه از گذشته خود بدست آوریم و از پراکنده گویی و مطالب غیر واقعی و  از روی احساساسات و متعصبانه پرهیز کنیم .

دلیل دیگر اینکه با جمع آوری اسناد از نابودی و فراموشی اسناد مکتوب و مصور و شفاهی جلوگیری نماییم .

هدف دیگر از این وبلاگ، ارائه مطالب خواندنی ، آموزنده و جالب است و در کنار آن بتوانیم از افکار و اندیشه و مطالب مفید سایر دوستان استفاده نماییم .

اینجانب از نظرات پیشنهادات و انتقادات و راهکارهای همه شما عزیزان استفاده خواهم کرد و به دیده منت پذیرا خواهم بود.

انشاء الله بزودی نسبت به درج مطالب تاریخی اقدام خواهم نمود و در کنار آن مطالب خواندنی و آموزنده  هم درج می گردد.

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: چهارشنبه 2 مرداد 1392 ساعت: 15:52

آیا میدانید: بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ؟
آیا میدانید: در طول یک سال، قلب یک انسان عادی ۴۰ میلیون بار می تپد؟
آیا میدانید: اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا ۹۷۰۰۰ کیلومتر میشود ؟
آیا میدانید: بدن یک انسان در طول عمرش به طور متوسط ۱۳۰۰ لیتر عرق تولید میکند ؟
آیا میدانید: لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟
آیا میدانید: محققان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که کلیه انسان ۵۰۰ عملکرد متفاوت دارد ؟
آیا میدانید: در طول زمانی که این جمله را می خوانید حدود ۵۰ هزار سلول بدنتان میمیرد و سلول های جدید جایگزین آن می شود ؟
آیا میدانید: شبکیه چشم ۱۳۵ میلیون سلول احساس دارد که مسئولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد ؟
آیا میدانید: بدن انسان در هر ثانیه ۲،۵۰۰،۰۰۰ سلول قرمز خون تولید میکند ؟
آیا میدانید: بدن انسان ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد؟
آیا میدانید: آقایان روزانه ۴۰ تار مو وخانم ها ۷۰ تار موی خود را از دست می دهند ؟
آیا میدانید: غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید ؟

آیامی دانستید هر تکه کاغذ را بیش از ۹ بار نمی توان تا کرد.
آیامی دانستید کهکشان راه شیری تقریبا صد میلیارد ستاره دارد.
آیامی دانستید نور میتواند در یک ثانیه ۷.۵ بار دور زمین بچرخد.
آیامی دانستید طول تقریبی رود نیل که بزرگترین رود جهان است در حدود ۶۶۰۰ کلیومتر است.
آیامی دانستید مرکز خورشید حدود ۱۵ میلیون درجه سانتی گراد حرارت دارد.
آیامی دانستید حسّ بویایی پروانه روی پاهای او قرار گرفته است.
آیامی دانستید هر فردی در طول ۲۴ ساعت ۲۳ هزار بار نفس میکشد.
آیامی دانستید قلب انسان بطور متوسط ۱۰۰ هزار بار در یک روز می تپد.
آیامی دانستید روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است.
آیامی دانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است.

برچسب: نویسنده: عبدالله الله وردی تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 13:54

صفحه بندی